ss501 4 ever
 
موضوعات
لینک دوستان
نویسندگان
دیگر موارد



♥Girls<br><script type=

 
happy birthday kyu jung.........*****

بچه ها دست دست.... چرا بیکارین....؟؟؟ بچه ها امروز میخوام سنگ تموم بذارم.... چون تولد داداش گلمه... به جان خودم اگه بخواین بی حوصله باشین اصلا جشن نمیگیرم.... البته ما که جشنو گرفتیم...

برین ادامه واسه داستان جشن تولد کیو.... داداشیییییییییییییییییییییییییییییییییی..........

تولد مبارک داداشیییییییییییییی..................عاشقتممممممممممممممممممممممممممم......


صبح روز 5شنبه 4اسفند ساعت 8 صبح از ذوق تولد کیوجونگ بیدار شدم... به بهونه ی کلاس و رفتن پیش مادربزرگم همه رو پیچوندم....

ساعت 9 بود که بودم خونه مادربزرگم.... کلی واسم خاطرات قدیمی بین مامانم و دایی کوچیکه ام واسم تعریف کرد... با صدای زنگ گوشیم فهمیدم که وقت رفتنه... گوشیمو برداشتم... کی میتونست باشه؟؟؟ (بابا چرا میترسین...) فرزانه بود.... اونم امروز کلاس داشت...قرار بود بعد از کلاس بره تا کیکی که واسه تولد سفارش داده بودیم رو بگیره....(حال میکنین هماهنگی رو.....) زنگ زد تا بهم بگه که بیام به اونجایی که قرار بود بریم... قرار شد تا روتا از دوستای فرزانه رو که میشناختمشون + دوتا خواهر دوقلوش و ساناز هم بیان...

رسیدم به محل قرارمون.... ولی سمانه ( یکی از دوسای فرزانه) و ساناز نبودن سمانه گفت که دیر میاد... ساناز هم خونه بود... خاانوم منتظر بودن تا ما بریم دنبالشون... فرزانه هم گفت که میره کیکو بیاره... من و دوتا خواهرهای فرزانه رفتیم که ساناز خانومو بیاریم...

خونه سانازشون/

سانازخانوم هنوز آماده نشده بود...تازه مامانش میخواست بره دنبال مانتوش..... مانتوشو برده بود خشک شویی.... فاطمه( یکی از دوقلوها) رفت توی خونه... من و نائمه (یکی دیگه از دوقلو ها) هم توی حیاط منتظر موندیم...

بعد از 2-3 دقیقه اومد بیرون(فاطمه)... فاطمه: باید بریم مانتوی ساننازو از خشک شویی بیاریم....

یه چیز دیگه اینکه ساناز داشت با مامانش کل کل میکرد... مامانشم میگفت صبح به این زودی کجا میخواین برین؟؟(ساعت 11) سانازم گفت که تولد منه... حالا همه چی افتاد روی دوش من...رفتیم خشک شویی... بعله... کارمون شد هی بریم اینور هی بریم اونور...رفتیم که مانتوشو بگیریم... صاحب خشکشویی گیر داده ب.د که ما کی هستیم؟ چرا خود ساناز نیومد که مانتوشو بگیره... بالاخره زنگ زد خونه ساناز شون... خیالش که راحت شد مانتورو داد بهمون... بین راه برگشت مامان سانازو نزدیک یه سوپر مارکت میبینیم ... بعد از سلام و احالپرسی برمیگرده به من میگه به سلامتی... تولدت مبارک... منم با کمال پررویی گفتم ممنونم... دوتا دوقلوها موندن تا خوراکی های مامان سانازو بیارن ... منم رفتم مانتوی سانازو بهش بدم... ساعت حدود 11:15 بود... تازه داشتیم از خونه میومدیم بیرون که خواهر ساناز گفت که میخواد بره یه جایی ماهم باید تا ساعت 11:30 برگردیم.. ایندفعه گاومون دوقلو زایید... ماهم بدو بدو رفتیم... بین راه فرزانه زنگ میزنه و میگه که شمع شماره 2 گرفت ولی 5 نداریم...ما هم شمع رو گرفتیم و رفتیم به کافی شاپ ستاره آبی... از بخت و اقبال بد ما سمانه دیر میاد...ماهم باید منتظرش میموندیم واسه همین 6تا قهوه ترک سفارش دادیم ... بعد از چند دقیقه اون یکی دوست فرزانه که اسم اونم فاطمه است واسش یه مشکلی پیش میاد... اونم میره ولی دوباره برمیگرده...نشستیم پشت میز ... شروع کردیم به مسخره بازی... تازه دوهزاریمون افتاد که قرار بود واسه کیوجونگ یه هدیه بگیریم و بدیمش به ساناز(ساناز که میگفت همون بهتر که واسش چیزی نخریدیم... با اون دروغی که این به مامانش گفت دیگه خدا به داد هممون برسه....) ولی انقدر عجله کردیم حتی وقت نشد سرویس کیکو آماده کنیم...

دیگه همه ی زحمتامون افتاد به دوش صاحب کافی شاپ...باید بودین و میدیدین که چیکار که نمیکردیم...همه به بهونه ی تولد من اومدن...(البته به جز فاطمه که گفته بود تولد فرزانه است...)

سمانه اومد...بعد از اونم فاطمه زنگ زد و گفت که نزدیک کافی شاپه... ما هم کیکی که داده بودیم تا واسمون بذارنش توی یخچال آوردیم... من که کیکو ندیده بودم... میخواستم زودتر ببینمش... باورتون نمیشه وقتی دیدمش میخواستم محکم ببوسمش... خیلی خوشتل شده بود....

فاطمه هم اومد... جمع دوستانمون برپا شد...(جای همتون خالی بود...) اولش یه چنتایی از کیکو مسخره بازی هامون عکس گرفتیم.... شمعشو گذاشتیم روی کیک و آهنگ تولدت مبارک کره ای رو پخش کردیم... ساناز هم به جای کیوجونگ شمعو فوت کرد... رسیده بودیم به بریدن کیک ... یکی از مشتری ها اومد سمتمون و پرسید که تولد کیه؟؟ بچه ها هم گفتن تولد منه... بدبخت یکمی به من نگاه کرد و یکمی هم به کیک ... بعدش پرسید... تو 25 سالته... هممون زدیم زیر خنده... که سمانه گفت... نه. جشن 25 تا تجدیدیه که گرفته...اونم تولد منو تبریک گفت و رفت...حالا اومدیم کیکو ببریم... اولش نمیذاشتم... میگفتم میخواین چاقو رو صورتش بکشین؟؟.... ولی بالاخره راضی شدم...کیکو هم خودمون بریدیم... ( انگار راستی راستی تولد ما بود...) کیکو بین مشتری هایی که اونجا بودن و صاحب کافی شاپه تقسیم کردیم...فقط قسمت وسط کیک که صورت کیو جونگ بود مونده بود واسه ما... همه سر صورتش دعوا داشتیم .. آخرشم زدیم صورتشو ناقص کردیم...( الهییییی........)

نمیدونین چقدر خوش گذشت... تازه صاحب کافی شاپ آدم خوبی بود... بهمون سرویس کیک و داد ... یه عروسک خوشملم توی کافی شاپ بود.... میخواستیم اونم بگیریم که دیگه رومون نشد...

خوب اینم از تولد داداشی....

عکس کیکش....

اینم شمع 25 داداشی........

همشو دادیم فقط همین یه تیکه مونده بود واسه ما که آخرشم یه بلایی سرش آوردیم....

نگاه کنین چیکارش کردن... با چاقو و چنگال افتادن به چشم داداشم....

خوب اینم از جشن دیروز ما.... واقعا جای همتون خالی بود... جدی دارم میگم.... دوست داشتم یه روزی بازگشت دابل اسو همه ی تریپل اسی ها با هم جشن بگیریم... به امید اون روز...

کجا؟؟؟

هنوز توی وب جشن نگرفتیم...

کی پایه است که برقصه؟؟؟... هیچکی؟؟؟ پس کیوجونگ خودت تنها برقص.... چیه؟؟ نه دیگه فرصتتون تموم شد... کیو شروع کن...

داداشی میخواد واستون بخونه....

داداشی میخواد یستردی برقصه....

همه با هم....

تولدت مبارک.... تولدت مبارک.......

داداشیییییییییییییی.... ایشالله 120000000000000000000000000سال عمر کنی.... تا شاید بعد این چند سال یه سنگی به سرت بخوره و تو بیای ایران.... ماهم ببینیمت...

اینم عکسای داداشی.....

الهیییی...لباسش تو تنش گریه میکنه....

الهی فدای خنده های آدمکشت...

الهی آجی فدات بشه....

تولدت مبارک.....

خوب بچه ها...بهتون خوش گذشت؟؟؟

خوب دیگه تموم شد...

بای بای


برچسب‌ها: birthday, kim kyu jong
نویسنده : hjkhy(masoume)
تاریخ : جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
نظرات
 
درباره ما
the future belongs to those who believe in the beauty of their dream ************************************ آینده از آن کسانی است که به زیبایی رویاهایشان اعتقاد دارند. سلام اسم من معصومه است تو این وبلاگ مطالبی از دابل اس میزارم سعی میکنم مطالب جدیدو حتما بزارم امیدوارم اوقات خوشی را در این وبلاگ بگذرونین. با تشکر hello my name is masoume.I upload about ss501 in this weblog. I try that take new upload. be happy in this web. thanks....^^

hjkhy(masoume)
صفحات
آرشیو مطالب